ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

669

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و انبارهاى بازرگانان به غارت رفت . كشتيهاى خود را از انواع كالاها پر كردند . همچنين بسيارى را از زنان و كودكان اسير نمودند و برده ساختند . در اين احوال از سوى اعراب و ديگران جماعتى به ياريشان آمدند . فرنگان دست از تاراج بداشتند و به كشتيهاى خود بازگرديدند . بقيهء آن روز را نيز درنگ كردند و روز ديگر سواحل اسكندريه را ترك كردند . خبر به كافل دولت مصر امير يلبغا رسيد . او سوار شده در همان حال در حركت آمد . سلطان مصر و لشكرش و ابن عوام نايب اسكندريه كه از حج آمده بود نيز همراه او بودند . امير يلبغا ، خليل بن قوصون و قطلوبغا الفخرى را كه از امراى او بودند و براى جهاد عزمى جزم و نيتى صافى داشتند ، بر مقدمه بفرستاد . در راه خبر يافتند كه دشمنان از اسكندريه رفته‌اند . اين خبر در عزم او رخنه‌اى پديد نياورد و همچنان راه اسكندريه را در پيش گرفت . چون به اسكندريه آمد و آن منظرهء دلخراش از خرابى و فساد ملاحظه كرد سخت به هم برآمد و فرمان داد خرابيها را اصلاح كنند و به مصر بازگرديد . سراسر وجودش از خشم و كينه به مردم قبرس پر شده بود . فرمان داد ناوگانى مركب از صد كشتى كه آنها را « قربان » مىناميد ترتيب دادند و همهء سپاهيان مسلمان را كه در مصر بودند بسيج كرد و ساز و برگ بسيار گرد كرد از سلاح و آلات حصار . در ماه رمضان همان سال پس از هشت ماه از شروع ، لشكر با همهء ساز و برگش آمادهء نبرد شد ولى به سبب حوادث و موانعى كه پيش آمد نتوانست به جهاد رود . و اللّه تعالى ولى التوفيق . عصيان طيبغا الطويل و به خوارى افتادن او طيبغا الطويل از موالى سلطان حسن بود و وظيفه‌اش در دولت امير سلاح بود . در عين حال خود را در حد يلبغا مىدانست . او نيز هواى آن در سر داشت كه روزى بتواند به استبداد بر مصر فرمان راند . سپس بر يلبغا رشك برد و اين شيوهء دولتمردان است كه چون نيرومند شوند مورد حسد ديگران واقع شوند . پس گروهى گرد طيبغا الطويل را گرفتند و به عصيان و آشوب ترغيبش كردند . ارغون الاسعردى [ 1 ] دواتدار سلطان و آروس المحمودى [ 2 ] استاد الدار ، از آن زمره بودند . در همان حال يعنى در ماه جمادى الاولاى سال 767 طيبغا الطويل به شكار بيرون رفت . تصميم او به عصيان بر سر زبان دولتمردان افتاده بود . كسانى در نهان يلبغا را خبر دادند . آهنگ آن كرد كه الطويل را به شام تبعيد كند . منشور سلطانى صادر شد و او را امارت دمشق داد . سلطان بر حسب معمول براى او به دست ارغون الاسعردى و استاد الدار آروس المحمودى كه در زمرهء توطئه‌گران بودند خلعت فرستاد . ارغون الازقى [ 3 ] و طيبغا العلائى

--> [ ( 1 ) ] متن : الاشقرى . [ ( 2 ) ] متن : محمدى . [ ( 3 ) ] متن : ارفى .